بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیا شیعه و سنّی ادیانی مقابل دین
اسلام هستند یا همان طور که مشهور است دو مذهب و زیر مجموعه دین اسلام ،و یا طبق
ادعای هرفرقه،اسلام ناب و عین اسلام هستند؟!
در ابتداء
بنظر میرسد قسمت اول عنوان این مقاله نادرست باشد.مشهور است که تشیع وتسنّن مذهب و
زیر مجموعه و فرع دین اسلام هستند.پس اطلاق دین به آن دو غلط و نادرست است.اما با
توجه به واقعیات وعملکرد آنان ،این نظر در ذهن تقویت می شود که : شیعه و سنّی
تبدیل به دو دین در برابر و مقابل اسلام گشته اند!!!
در
تعریف لغوی دین می گویند : دانَ دیناَ = اطاعَ ، اسم لما یعبد به الله . دین = کیش
و آئین و قانون ،راغب گوید:شریعت را به اعتبار طاعت و فرمانبری دین گویند،انقیاد و
اطاعت در آن ملحوظ می باشد.
کسی
که تابع و مقید و مطیع یکسری قوانین است و با آنها الله متعال را عبادت می
کند،دیندار است.
اگر
آن قوانین خالصاً مطابق قرآن بود و لا غیر،دین او اسلام است :
إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ
مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ(الزمر/2)ما اين
کتاب رابحق بر تو نازل کرديم پس الله را پرستش کن و دين خود را براي او خالص
گردان!
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ...(الزمر/3) آگاه باشيد که
دين خالص از آن الله است(و
باقرآن تحصیل می شود).
و
کسی که مطیع و منقاد،قوانین کتب یا اشخاصی بجز الله متعال و قرآن کریم باشد،دین او
اسلام نیست و الله متعال دین او را نمی پذیرد:
وَمَنْ يبْتَغِ غَيرَ الْإِسْلَامِ دِينًا
فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
(آل
عمران/85) و هر کس جز اسلام (سالم کردن چشم،گوش،زبان و حواسّ خود) آييني براي خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در
آخرت، از زيانکاران است.
دیگر
فرقی نمی کند که بهانه این شخص یا اشخاص چه باشد،هر چه بگوید و هر عذری بیاورد ،
او از نظر الله متعال دروغگوست:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ مَا نَعْبُدُهُمْ
إِلَّا لِيقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ
يحْكُمُ بَينَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا
يهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
(الزمر/3) و آنها که غير الله را اولياي خود قرار دادند و دليلشان اين بود که:
«اينها را نمي پرستيم مگر بخاطر اينکه ما را به الله نزديک کنند»، الله متعال روز
قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوري ميکند؛ الله آن کس را که دروغگو و
کفران کننده است هرگز هدايت نميکند!
دلایل وبرهان این ادعا از جنبه نظری و فکری و اعتقادی :
شیعه و سنّی ،
هر دو متفقند(اگر
تنها مورد اتفاق آنها نباشد،یکی از معدود موارد وحدت و اتفاق آنهاست) که قرآن برای هدایت و حاکمیت و قانون،کافی نیست!!!
و نیاز به اشخاص و کتب دیگر برای فهم و عمل به دین اسلام می باشد. دینداران شیعه
می گویند:قرآن به تنهائی و بدون روایات صحیح شیعه و بدون اهل بیت ،ضلالت و کجروی و
شعار خلیفه دوم عمر بن خطاب است (همین که قول عمر باشد به تنهائی برای اثبات ضلالت گوینده
کافی است و گوینده این سخن وهابی و
گمراه ملقب می شود،در حالی که خودشان از علی علیه السلام روایت می کنند :انظر الی ما قال و لا
تنظر الی من قال.اگر عدّه ای با استدلالی شبیه به استدلال این گروه،با
استناد به آیه 1 سوره منافقون :إِذَا جَاءَكَ
الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ (هنگامي که منافقان نزد
تو آيند ميگويند: «ما شهادت ميدهيم که يقينا تو رسول خدايي!»)بگویند هر کس در اذان به
رسالت محمد شهادت دهد منافق است ،جواب آنها چیست؟!.
شیعیان عمداً و
دانسته، یا سهواً و از روی جهالت و نادانی،کسی را که بگوید قرآن به تنهائی کافی
است،وهابی و سنّی می نامند.
دینداران
اهل سنّت نیز با استناد به احادیث،معتقدند فهم قرآن و عمل به قرآن،بدون سنّت و
حدیث امکان پذیر نیست!!! می گویند: هیچ شکی نیست که قرآن به تنهائی کافی نیست و
سنّت مفسّر قرآن است و جزئیات دین چون نماز را فقط با سنّت می توان شناخت.می گویند
اگر کسی بگوید فقط قرآن،کافر است. از رسول الله صلّی الله علیه و سلّم نقل می کنند
که فرموده :اَلا اِنِّی
اوتیتُ الکتاب و مثلهُ معهُ،الا یوشک رجل شبعان علی اریکته یقولُ:علیکم
بهذاالقران،فما وجدتم فیه من حلال فاَحلُّوهُ،و ما وجدتم فیه من حرام فحرّموهُ.
بدانید
دو چیز به من عطا شده است: قرآن و چیزی همانندش که همراه من است " یعنی سنّت
" (این افتراء و دروغ به الله و رسول نسبت دادن است). می بینم روزگاری فرا می
رسدکه در آن مردی سیر،بر تختش تکیه زده،یعنی آزمند و جاه طلب و مرفه (انگار اکثر
شیوخ و مفتیان اهل سنّت گرسنه و فقیرند!!!) و به مردم می گوید تنها آنچه در قرآن
حلال یافتید ، حلال بشمرید و آنچه در قرآن حرام یافتید حرام بشمرید!!! ( آیا حقّ و
حکم الله،چیزی غیر از این است که این روایت آن را منکربه حساب آورده است؟!!!،ببینید چگونه معروف نزد راویان حدیث منکر گشته است!!!)
جاعلین
این روایت،مطابق معمول در برخورد با مخالف،با تنگ نظری و با توهین و تمسخر،خواسته
اند ابتداء مخالف خود را تحقیر و سپس ردّ کنند؟! مگر ملاک حقّ و باطل ، سیری و
گرسنگی است؟! بنظر میرسد راوی و جاعل این روایت،درویش وصوفی مسلک بوده است نه یک
مُسلِم.چون برای یک مُسلِم،ملاک حقّ و باطل بودن چیزی،موافق و مخالف بودن آن چیز
با قرآن و حقّ است و لا غیر،ولو راوی و ناقل فاسق باشد:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ
فَتَبَينُوا..." اي کساني که ايمان آورده ايد! اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد،
درباره آن تحقيق کنيد " (یعنی
حتّی قول فاسق را هم حقّ ندارید بدون تبیین ،ردّ یا قبول نمائید،چه رسد مومن شکم
سیر،که الحمدلله در بین راویان و مفتیان و مراجع فریقین فراوانند).
شیعه و سنّی بر خلاف امر صریح الهی که در مورد گذشتگان و
افضل آنها یعنی انبیاء و رسل فرموده : تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ
وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يعْمَلُونَ(البقرة/134)
آنها امتي بودند که درگذشتند. (اعمال آنان)
و آنچه کسب کردند، مربوط به خودشان بود و(اعمال شما)و آنچه که شما کسب کردید نيز
مربوط به خود شماست؛ و شما هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.فریقین شب و
روز ،و طیّ قرون متمادی با رها کردن اصول اساسی دین اسلام مثل : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/103) ،وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا
وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (الأنفال/46)،وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ
مَا جَاءَهُمُ الْبَينَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (آل عمران/105) ، إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيعًا لَسْتَ
مِنْهُمْ فِي شَيءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ ينَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا
يفْعَلُونَ (الأنعام/159)، أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ
وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ (شوري/13)
، وَلَا تَكُونُوا
مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيعًا كُلُّ حِزْبٍ
بِمَا لَدَيهِمْ فَرِحُونَ (الروم 32-31)و آیات بسیار دیگر،به خود مشغول
شده و دشمنان مشترک را نه تنها رها کرده،بلکه به سوی آنان رکون و اعتماد نموده
اند: اولیاء عربستان ، کویت ، قطر و ...،امریکا و انگلیس و فرانسه و ناتو می
باشد.اولیاء ایران و سوریه هم ، چین کمونیست و روسیه و غیره : بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ، وَلَا
تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ
اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ(هود/113)
و بر ظالمان تکيه ننماييد، که موجب ميشود آتش
شما را فرا گيرد؛ و در آن حال، هيچ ولي و سرپرستي جز الله نخواهيد داشت؛ و ياري نميشويد! ، يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ
أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ
الْحَقِّ... (الممتحنة/1) اي
کساني که ايمان آوردهايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد!شما نسبت به آنان
اظهار محبت ميکنيد، در حالي که آنها به آنچه از حق براي شما آمده کافر شدهاند.آیا شکی در
کفر امریکا و انگلیس و چین و روسیه نسبت به قرآن و دین اسلام می باشد؟! آیا آنان
دشمنان الله متعال و مستضعفین نیستند؟!!! أُفٍّ
لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (الأنبياء/67)اُفّ بر شما و آنچه
جز الله ميپرستيد آيا (انديشه نميکنيد) و عقلتان را بکار نمی
گیرد؟!!!
یکی از سایتهای ضدّ اسلام مناظره ای بین یک شیعه و سنّی را
نقل کرده و پرسیده بود :بنظر شما برنده این مناظره کدام یک هستند؟! و خودش جواب
داده بود :هیچ کدام،بلکه برنده واقعی ما هسنیم(یعنی آنها که مخالفان الله متعال و اسلام عزیز هستند)!!!
.این نظر دقیقاً معتی ایه قرآن کریم است : وَأَطِيعُوا اللَّهَ
وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ
اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (الأنفال/46) و
(فرمان) الله و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و کشمکش) نکنيد، تا سست (و ضعیف)
نشويد، و قدرت (و شوکت) شما از ميان نرود! و صبر کنيد که الله متعال با صابرین است!
سالها
این سوال برای نویسنده مطرح بوده که چرا این همه دافعه در مقابل کافی دانستن قرآن
برای هدایت بشر وجود دارد؟ چرا این نظر نزد فریقین به عنوان انکرمنکرات مطرح است.
به نظر می رسد درجوامع اسلامی، رجال و کتب و احادیث جانشین الله متعال و کتابش
گشته اند و : بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً (چه بد جانشین و بدلی برای ظالمین است)!!! اکنون
میزان و ملاک برای فریقین،دیگر قرآن نیست.اگر قرآن هم ذکر می شود ،از دریچه دید
رجال و روایت است . در حقیقت تفسیر و مصادره به مطلوب است (بقول مشهور خودشان تفسیر
به رای است).حکم قتل مرتد و زانی محصنه،حلال و حرام کردن بسیاری از
چیزهائی که در قرآن کریم نیست : وَلَا تَقُولُوا لِمَا
تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى
اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يفْلِحُونَ(النحل/116)به خاطر دروغي که بر زبانتان جاري ميشود (و چيزي را مجاز و
چيزي را ممنوع ميکنيد،) نگوييد: «اين حلال است و آن حرام»، تا بر الله افترا ببنديد
به يقين کساني که به الله متعال دروغ ميبندند، رستگار نخواهند شد!
قائل به عالم الغیب بودن افراد خاصّ،سلب امکان گناه و خطاء
از افراد خاصّ(بقول مشهور غلط:معصوم بودن آنها.معصوم از عصم می باشد و حال آنکه
منظور آنها لا یعصون از عصی ،یعنی معصیت نکردن می باشد).
دلایل و برهان قرآنی در ردّ مخالفان از جنبه عملی :
دینداران
شیعه و سنّی بر خلاف قرآن مرتد را واجب القتل می شمارند. زانی محصن و محصنة را
سنگسار می نمایند.
در زمانی بسر می بریم که بسیاری از مردم من جمله
مسلمانان محتاج و فقیر برای برطرف نمودن حوایج خود اگر مقیدند به فروش اعضاء و
جوارح و خون خود ، و آنان که بی قیدترند به دزدی و رشوه خواری و کلاهبرداری و
فحشاء ، روی آورده اند. در همین حال ، دهها شبکه به اصطلاح اسلامی و در واقع شیعی
و سنّی با صرف میلیونها دلار، با جدیّتی بی سابقه کانّها امر و عبادت الهی
است،مشغول ردّ و تمسخر و ارائه حجّت و برهان علیه یکدیگرند و چه خوشند بابت این
اعمالشان که ضدّ و مخالف قرآن است :
وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا
دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيهِمْ فَرِحُونَ (الروم/32-31) و از مشرکان نباشيد ،از کساني که دين خود را
پراکنده ساختند و به دسته ها و گروهها تقسيم شدند! و (عجب اينکه) هر گروهي به آنچه
نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!
در
حالی که در قرآن آمده : وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ
الْكَافِرُونَ ، وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ
الظَّالِمُونَ ،وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ
الْفَاسِقُونَ . و نیز آمده : تِلْكَ آياتُ اللَّهِ
نَتْلُوهَا عَلَيكَ بِالْحَقِّ فَبِأَي حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآياتِهِ
يؤْمِنُونَ(الجاثية/6) اينها آيات الله
است که ما آن را بحق بر تو تلاوت ميکنيم؛پس به کدام حدیث بعد از حدیث الله و آياتش
ايمان مي آورند؟!
دینداران
شیعه و سنّی دل به احکام و احادیث کافی و بحار و ...،یا صحیح مسلم و بخاری و ...
سپرده اند!!!
دینداران
شیعه و سنّی می گویند تمامی اعتقادات ما مطابق قرآن است وبرای اخذ آراء بزرگانشان
و کتب حدیثشان به آیاتی از قرآن استناد می کنند مانند:
وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى(النجم/3) و هرگز از روي هواي نفس سخن نميگويد، إِنْ هُوَ إِلَّا
وَحْي يوحَى(النجم/4) آنچه ميگويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست .
یعنی
از نظر شیعه و سنّی،سخنان رسول الله تمامی وحی است!!حتّی سخنانی که نه تنها
در قرآن نیست،بلکه مخالف قرآن هم هست!!! مثل قتل مرتد و رجم زانی محصن.
اینان
بی توجّه به آیات قرآن کریم مثل آیات ذیل برای رسول الله حقّ تشریع قائل شدند :
يا أَيهَا النَّبِي لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التحريم/1) اي پيامبر! چرا چيزي
را که الله بر تو حلال کرده بخاطر جلبرضايت همسرانت بر خود حرام ميکني؟! و الله
آمرزنده و رحيم است.
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يتَبَينَ لَكَ
الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ
(التوبة/43) الله تو را بخشيد؛
چرا پيش از آنکه راستگويان و دروغگويان را بشناسي، به آنها اجازه دادي؟! .
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ (الحاقة /44) اگر او سخني دروغ
بر ما ببندد، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ(الحاقة/45) ما او را با قدرت
ميگرفتيم،ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ(الحاقة/46) سپس رگ قلبش را قطع
ميکرديم .
وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ
وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يفْتَرُونَ
عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يفْلِحُونَ(النحل/116) به خاطر دروغي که بر
زبانتان جاري ميشود نگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر الله افترا ببنديد به
يقين کساني که به الله دروغ ميبندند، رستگار نخواهند شد!
بعد
از این آیات و بسیاری آیات دیگر،چگونه کسی جرات می کند،به رسول الله تهمت بزند و
برای او حلال و حرام خلق نماید؟! در حالی که رسول الله مالک چیزی از
امر و حکم نیست:لَيسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيءٌ أَوْ
يتُوبَ عَلَيهِمْ أَوْ يعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ(آل عمران/128) هيچگونه اختياري (در باره عفو کافران، يا مؤمنان فراري از جنگ،)
براي تو نيست؛ مگر اينکه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، يا مجازات کند؛ زيرا آنها ستمگرند. أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ
الْعَالَمِينَ(الأعراف/54) آگاه باشيد که آفرينش
و امر و فرمان (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت است خداوندي که پروردگار
جهانيان است!
چگونه
میشود الله متعال رسولش را توبیخ نماید که چرا چیزی را که الله متعال حرام نکرده
،او بر خودش (توجه کنید فقط بر خودش) حرام نموده است؟ و بعد شیعه و سنّی بگویند هر
روایتی از رسول الله نقل شده، وحی بوده است؟!!! یعنی الله متعال رسولش را بخاطر
چیزی توبیخ کرده،که خودش به او وحی کرده است؟! سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ . فَمَالِ هَؤُلَاءِ
الْقَوْمِ لَا يكَادُونَ يفْقَهُونَ حَدِيثًا
جالب
است که اهل سنّت از یک طرف معتقد است روایات منقول از رسول الله نیز وحی است، از
طرف دیگر روایت صحیح در ردّ این مدعا نقل می کند: عن ثابت، عن انس ان النبي- صلي
اللهم عليه و سلم، مربقوم يلقحون فقال:« لو لم تفعلوا لصلح»؟ قال فخرج شيصا فمر
بهم فقال: ما لنخلکم؟ قالوا: قلت کذا و کذا. قال «انتم اعلم بامر دنياکم» -
ثابت، عن انس، ان النبي-صلي الله علهيم وآله و سلم- سمع اصواتا فقال: «ما هذه
الاصوات»؟ قالوا: النخل يابرونه يا رسول الله؟ فقال: «لو لم يفعلوا لصلح». قال:
فلم يابروا عامهم، فصار شيصاً، قال: لذکروا ذلک للنبي -صلي الله عليهم و سلم-
فقال: اذا کان شيء من امر دنياکم فشانکم، و اذا کان شيء من امر دينکم فالي» - انه
سمع موسي بن طلحه يحدث، عن ابيه قال: مررت مع النبي(ص) في نخل المدينه، فراي
اقواما في روس النخل يلقحون النخل، فقال: «ما يصنع هولاء»؟ قال: ياخذون
من الذکر فيحطون في الانثي يلقحون به. فقال:« ما اظن ذلک يغني شيئا». فبلغهم
فترکوه و نزلوا عنها، فلم تحمل تلک السنه شيئا، فبلغ ذلک النبي (ص)، فقال:«انما هو
ظن ظننته ان کان يغني شيئا فصنعوا، فانما انا بشر مثلکم و الظن يخطي و يصيب، و لکن
ما قلت لکم قال الله -عزو جل- فلن اکذب علي الله. ( صحیح مسلم ، مسند احمد و...) یعنی پیامبر از لقاح مصنوعی خرما
جلو گیری کرد و نتیجه اش فاسد شدن محصول خرمای کشاورزان شد.پیامبر وقتی متوجه شد
گفت به حرف من در مورد امور دنیا گوش ندهید،مگر بگویم الله عزّ و جلّ فرموده (
یعنی وحی و قرآن است)!!! عجیب است با نقل و قبول این روایت ،چگونه ادعا می کنند
تمام سخنان پیامبر وحی است؟!!! و عجیب تر این که
،پیامبر را حتی از اعراب بادیه نشین هم بی اطلاع و بی سوادتر حساب می کنند!!!به
فرض که پیامبر قبل از رسالتش چیزی از لقاح گیاهان و ثمرات نمی دانسته،آیا قابل
قبول است بعد از نزول آیات قرآن و بیان لقاح در آنها مثل : " وَأَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَوَاقِحَ "ما بادها را براي بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم،"
وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَينِ اثْنَينِ
" و در آن(زمین)از تمام ميوهها دو جفت دو
تائی(دو گانه) آفريد.
اهل
تشیع هم از یک طرف مدعی علم غیب برای رسول الله است و از طرف دیگر معتقد است او
سعی می کرده کسی متوجه نشود قرار است با همسر زید ازدواج کند . یا می گویند رسول
الله نگران عکس العمل بعضی مردم ،من جمله منافقین در رابطه با اعلان جانشینی علی
بوده است .در حالی که اگر علم غیب داشته،می دانسته که چه جریانی اتفاق می افتد!!!
از
یک طرف می گوید علی علیه السلام علم غیب داشته،از طرف دیگر می گوید او کسی بوده که
شجاعانه خطر کشته شدن را به جان خریده و در لیلة المبیت ،بجای رسول الله خوابیده
است!
اگر
او علم غیب داشته ،حتماً می دانسته که اتفاقی برایش نمی افتاده،پس دیگر شجاعتی
لازم نبوده است!!! مگر استدلال مضحکی را بپذیریم که او هر وقت می خواسته بداند،می
دانسته، و نتیجه جریان آن شب را نمی خواسته که بداند!!!
استدلالهای قرآنی فریقین برای اثبات عقایدشان :
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(آل عمران/132) و الله و پيامبر را
اطاعت کنيد، تا مشمول رحمت شويد!
اطاعت
رسول الله مستقل از اطاعت الله و قرآن است .و منظور روایات منقول است .
وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ
فَانْتَهُوا (الحشر/7) آنچه را رسول الله براي شما آورده بگيريد و از آنچه نهي کرده خودداري
نماييد . و
منظور همان سنّت رسول الله است .
وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ
إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ(النحل/44) و ما اين ذکر [قرآن] را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوي مردم نازل
شده است براي آنها روشن سازي و شايد فکر کنند. کسی قرآن را درک نمی کند ،مگر بعد از
تبیین و روشنگری رسول الله،رسول الله مبیّن قرآن است.و منظور از رسول الله و تبیین
او ،همان احادیث و روایات منقول از اوست .
ادامه دارد...