تبليغاتX
قرآن کافی است

بسم الله الرحمن الرحيم ، سلام قولا من ربّ رحيم

قرآن  مبيّن و تبيان لكلّ شيئ است يامجمل و مبهم ونيازمند مفسّر و مبيّن و مفصّل؟

عدّه اي معتقدندقرآن امام و حكم الله است،ميزان است،مبيّن است،مستقل است، هادي است و رحمت.اينها اقلّ من قليلند .

در مقابل عدّه اي كه اكثريّتند معتقدند قرآن مجمل است،نياز به غير(روايت،سنّت و

مفسّر ) دارد،صامت است،به تنهائي مضلْ است،احكام و جزئيِات در آن نيست.اكنون

به بررسي اين دو نظر مي پردازم .

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 8:45 |

بسم الله الرحمن الرحيم،سلام قولا من ربّ رحيم

قرآن بلاشك كتاب هدايت است: ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين ( بقرة 2 ) و نه فقط براي

متقين كه براي همه مردم: شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن هدى للناس ( بقرة 185 برخلاف

مشهور كسي با قرآن گمراه نمي شود مگر فاسقين: و ما يضلّ به الّا الفاسقين (بقرة 26 ) ،

نه طالبان هدايت كه الله متعال وعده هدايتشان را داده است: و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم

سبلنا (عنكبوت 69 ) ، بلكه با اخذ غير قرآِن است كه گمراه مي شوند: فماذا بعد الحقّ الّا

الضلال فانّي تصرفون ( يونس 32 )، (كلام الله لا تتجاوزه و لا تطلبوا الهدي في غيره

فتضلّوا :عيون الاخبار )،(ما من مخلوق يعتصم بمخلوق دوني الّا قطعت ابواب السموات و

الارض دونه،فان دعاني لم اجبه...كنز العمال: المتقي الهندي)،(ان تعتصموا بحبل الله

جميعااي القران...القرآن حبل الله المتين...و الاعتصام به التمسّك باياته و المحافظة علي

العمل بها...فيض القدير:المناوي)،{ قال رسول الله: فضل القرآن علي سائر الكلام كفضل الله

علي خلقه – بحار الا نوار ، سنن الترمذي و بسياري از كتب فريقين }.

فرآن حبل الله و هادي الي صراط مستقيم و نور و امام مسلمين است و ما مامور به اخذ و

اعتصام به آن مي باشيم : و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرّقوا ( آل عمران 103 ) ، خذوا ما

اتيناكم بقوّة و اذكروا ما فيه لعلّكم تتّقون (اعراف 171 ) ، و لا تتخذوا ايات الله هزوا (بقرة 231 )

، و من قبله كتاب موسي اماما و رحمةŸ ( هود 17 )، (كانّهم ائمة الكتاب و ليس الكتاب

بامامهم :نهج البلاغه)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسلم در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:12 |
بسم الله الرحمن الرحیم،سلام قولا من ربّ رحيم

" ... و ليعفوا و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفرالله لكم والله غفور رحيم "

" و عباد الرحمن الذّين يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما "

اسلام دين رحمت است،قرآن كتاب رحمت است.اسلام و قرآن بر اساس برهان و منطق و بيّنه است.

مومن نبايد پرخاشگر ،درشتخو و سبّاب باشد ولو با مشركين.اشدّاء علي الكفّار نيز به معني ناسزا گويي و فحّاشي و سبّابي نيست،بلكه نپذيرفتن ولايت و دوستي آنان ودفاع از خود بعد از حمله آنها وسست نشدن در برابر آنهاست.

فرمان قرآن به ما در برابر مخالف،برهان و بيّنه و در صورت عدم قبول وي و ناروا و بيهوده گويي او ،ادامه ندادن مجادله و اعراض از او با بزرگواري و كرامت است: " و الذين لا يشهدون الزور و اذا مرّوا بالغو مرّوا كراما "،"... و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما "

مومنون و مومنات اولياء هم هستند،بايد با همديگر صبر و ارتباط داشته باشند :"يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا..."و همديگر را به حقّ و صبر توصيه كنند.

مومنون بصرف اختلاف عقيده و حتّي جنگ نمي توانند به طرف مقابل نسبت كفر دهند: "و ان طائفتان من المومنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما...انّما المومنون اخوه... "

در ارتباط با موارد فوق وظيفه طرف داناتر و عالم سنگينتر است و با طرف نادانتر برابر نيست:" هل يستوي الّذين يعلمون و الذّين لا يعلمون "

مومن دانا و عالم نبايد نقش شيطان را در اين موارد نديده بگيرد زيرا او اراده كرده از هر راهي بين ما دشمني و بغض پديد آورد:" انّما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه و البغضاء..."و اگر ما بدي را با خوبي دفع كنيم راه او را سدّ كرده ايم" ادفع بالّتي هي احسن فاذا الّذي بينك و بينه عداوه كانّه وليّ حميم "

مومنین بفرمان الله عزّوجلّ {{ كه خلق و امر فقط براي اوست نه كس ديگر حتّي نبيّ خاتم " ليس لك من الامر شي " }} نبايد يكديگر را مسخره كنند : "لا يسخر قوم من قوم "،و نبايد به يكديگر القاب بد و زشت بدهند: " و لا تنابزوا بالالقاب "

مومنين بايد به يكديگر حسن ظنّ داشته باشند:" لولا اذ سمعتموه ظنّ المومنين و المومنات بانفسهم خيرا " و از يكديگر دفاع كنندوبا همديگر مهربان و رحيم و نسبت به رنج و مشكلات هم حسّاس باشند:"...رحماء بينهم..."،"...عزيزا عليه ما عنتّم حريص عليكم بالمومنين روف رحيم ".

دشمن ما كسان ديگري هستند نگذاريد با ديدن بجان هم افتادن ما شادي كنند.

مطمئن باشيد با صبر نمودن وتحمّل هم ديگر دشمنيها به دوستي تبديل مي شود،

زيرا اين وعده خداست.الا بذكر الله تطمئن القلوب

و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرّقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا..."

در خاتمه چون عازم خانه خدا و عمره هستم ممكن است نتوانم چند روزي در خدمتتان باشم ،مگر خدا بخواهد.

موفق و سالم باشيد

+ نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 0:59 |
بسم الله الرحمن الرحیم،سلام قولا من ربّ رحیم
با تشکر از خواهر و برادران مسلم وسلام خاص به برادر انصاف
برادر محترم ، مایلم با شما بحث آرام و قول لیِّنی داشته باشم ،ان شاء الله
فرموده اید: تعصب ندارید که اگر داشتید روافض را ترک نمی کردید.
برادر جان،از اهل سنّت حتما عده ای اهل رشد وهدایتند ونیز از شیعیان،ولی کسی که بعد از شیعه بودنش سنّی می شود یا بالعکس دیگر خیلی جالب است و جالب تر اینکه هر کدام از این افراد هم مدّعی هستند به آغوش اسلام واقعی و ناب و خالص بر گشته اند!!! " کلّ حزب بما لدیهم فرحون "
بهتر است همه آنها به آغوش اسلام بر گردند و دست از تفرقه بر دارند و مسلم شوند ،همان اسمی که الله متعال برایشان برگزیده است.
فرموده اید : القاب بئس در کجای کلام من بود!!! و اینکه معنی القاب بئس را اصلا می دانید؟
بفرمایید در کجای کلام شما نیست : کافر ، اهل بدعت ، دشمن رسول الله و...
فرموده اید: حجّت بودن سنّت و اینکه قرآن به تنهایی کافی نیست دهها بار در قرآن آمده است.برادر محترم،در مورد این آیات نیاز به بحث فراوان است که ان شاء الله اگر صبر کنید با هم در موردشان صحبت می کنیم.
فقط بدانید معنی اینکه چیزی در قرآن نیامده مثل رکعات نماز (البته بزعم شما )یک بحث است و اینکه دستوری در قرآن آمده و خلاف آن را باسم سنّت و حدیث و اجماع علماء اتّخاذ کنید بحث دیگر است مثل حکم شلّاق زانیه و اینکه در آیه دیگر آمده " فعلیهنّ نصف ما علی المحصنات من العذاب " که معنایش این است که بر برده زنا کار نصف عذاب زن زناکار آزاد است یعنی 50 ضربه و نسخ آن با سنّت و اجماع و سنگسار کردن زانیه (هر چند این حکم عملا اگر نگوییم در هیچ کجا اجرا نمی شود،میتوان گفت عملا در اکثر کشورهای اسلامی اجرا نمی شود ،حتّی در جمهوری اسلامی).جلوتر زحمت شما را کم کنم :می دانم که از نظر شما منکر حکم سنگسار کافر و مرتد است و شما هم بدانید از نظر قرآن "و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ،هم الظالمون،هم الفاسقون " حالا این حکم احبار  و این حکم الله. و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون
فرموده اید : وقتی حکم قتل مرتد در قرآن نیست هی می گویید گاو نر را بدوش!!!
راستی چرا می خواهید گاو نر را بدوشید؟
آیا حدیث و اجماع می تواند ناسخ قرآن باشد؟!!!
آیا اینها عدل قرآن و بلکه عملا اکبر و افضل از قرآن نمی شوند؟!!!
در صورتی که طبق حدیث ثقلین هم قرآن اکبر و افضل است.
فرموده اید : وقتی کلمه تبیین می آید نشان می دهد آنچه که به تبیین محتاج است به تنهایی کافی نبست.
برادر محترم ،معلوم است که شما و دیگر کسانی که به این آیه احتجاج می کنند دقّت کافی  و تدبّر و تفقّه در آن نمی کنند.شاید هم تفسیر به رای و مصادره به مطلوب نمی گذارد!!!
قبل از ردّ برداشت شما توجّه شما را به چند آیه جلب می کنم:
"هذا بیان للناس". " ثمّ انّ علینا بیانه ". " و قد انزلنا ایات بیّنات ". " ونزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء " بل هو ایات بیّنات فی صدور الذین اوتو العلم ".
"انّ الذین یکتمون ما انزلنا من البیّنات و الهدی من بعد ما بیّنّاه للناس فی الکتاب ...."که صریحا و بدون تفسیر و تاویل تبیین کتاب را در خود قرآن می داند و انجام شده تلقّی می کند و از آن مهمتر الله متعال افرادی را که مورد لعن الله و لاعنین مثل ملائکه بوده اندبشرطی توبه اشان را می پذیرد که ما انزل الله را تبیین کنند !!! " الاّالذین تابوا و بیینوا فاولئک اتوب علیهم..."یعنی مقام تبیین آیات نیاز به نطفه و نزاد خاص و بقول شما معصوم بودن ندارد (چون شما بدلیل دقّت نداشتن و ندانستن معنی لغت به اشتباه کسی را که گناه نکند معصوم می دانید از عصم ،در حالی که گناه نکردن  لا یعصون است از عصی)و فردی که منافق و ملعون بوده اگر بیاید و در قرآن تدبّر و تفقّه کند مبین قرآن می شود(البته نه اینکه همه اینطور می شوند کما اینکه هر کس فیزیک و ریاضی بخواند فیزیکدان و ریاضیدان  نمی شود ولی لازمه ریاضیدان شدن بقول شما عصمت نیست )،کما اینکه در آیه دیگر عقل و فهم ما انزل الله رادر دسترس علمای محرّف هم می داند نه انحصار رسوا الله و معصوم: " ...یسمعون کلام الله ثمّ یحرّفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون "
و بالاخره هم فرموده اید: من را برادر نخوانید.اول اینکه به فرض بعید اگر من و شما مسلم و کافر هم باشیم که اینطور نیست،قرآن آنها را هم برادر خوانده: "اذ قال لهم اخوهم لوط الا تتقون "با اینکه قوم لوط چه  کار زشتی می کردند. 
دوم اینکه قرآن در مورد دو طائفه که حتی کارشان به قتال رسیده است لفظ برادر را بکار برده وحتّی آنها را مومن نامیده است: " و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا... انّما المومنین اخوه "
من وشما که مانده تا کارمان به این جاها برسد.شما کمی عصبانی هستید که با کمی جابجایی و تغییر حالت و مکان ونوشیدن آب پاک و خنک و قدری صبر ان شاءالله درست می شود.
 "یا ایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلکم تفلحون "
موفق و سالم باشید
+ نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 9:56 |

بسم الله الرحمن الرحیم سلام قولا من رب رحیم  

باسلام بر مومنین و مومنات و بااستعانت از الله عز وجل.

آیا قرآن کافی است؟

قرآن برای چه چیز و برای چه کسی کافی است؟قرآن هدی للناس و للمتقین

 است.قرآن تنها متنی است که هیچ مسلمی در آن شک ندارد.قرآن تنها متنی است

 که باطل در آن راه ندارد .قرآن کلام الله-حکم الله-ما انزل الله است :ومن لم يحكم بما

انزل الله فاولئك هم الظالمون    .الله عز وجل قرآن را به عنوان حجت بر ناس کافی

 میداند: ا و لم يكفهم انا انزلنا عليك الكتاب يتلي عليهم ان في ذلك لرحمه و ذكري

 لقوم يومنون.قرآن نور -علم -هدی و صراط مستقیم است.اگر مسلمین دست از تفرق

 بردارند و اگر قرآن را حکم و حاکم بدانند.اگرمسلمین دست از مسئله و توضیح

 المسائل وشکیات بر دارند.اگر مسلمین فقط مسلم باشند نه سنی و نه شیعه واگر

 اسمی را که الله برآنان نامیده کافی و نیکو بدانند:هو سميكم المسلمين من قبل و

 في هذا.و اگر الله ربنا -  وقرآن کتاب و حکم -  و ما مسلم باشیم آنوقت ما برترین و 

 كاملترينيم : و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مومنين .دیگر بس است

 سوالات تکراری : کیفیت نماز کجای قرآن است؟مقدار انفاق در کجاست؟احکام حج -

 خمس - روزه و ...؟مگر نباید حتی حدیث رسول الله را به قرآن عرضه کرد؟مگر حبل

 الله قرآن نیست؟مگر حکم الله قرآن نیست؟پس علماء و مراجع و راویان احادیث باید

 بگویند از کجا میگویند ؟چرا میگویند؟مدرک قرآنی آنان چیست؟چرا بخود نمی آئیم

 ؟چرا دینمان را به قرآن عرضه نمی کنیم؟ چرا بقول علي عليه السلام آراء و عقائد

 خود را با قرآن متهم نمي كنيم بجاي آنكه قرآن را با عقائد خود متهم كنيم : واتهموا

 عليه آرائكم . چرا دینمان قرآنی نیست؟آیا زمان برگشت به قرآن نرسیده است : الم

 يان للذين ءامنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق  و لا يكونوا كالذين اوتوا

  الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون ؟؟؟به امید

 لبیک شما خواهر و برادر مومن.

برادر مسلم شما

+ نوشته شده توسط مسلم در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 11:59 |